مجید جلالی سرمربی سابق تیم های پاس تهران، فولاد و گل گهر سیرجان در برنامه ملاقات با چهره ها مقابل دوربین طرفداری قرار گرفت.
پیش از این یک قسمت از این گفتگو را تقدیم تان کردیم. حالا در بخش دوم این گفتگو مجید جلالی در خصوص دوران حضور برانکو و استراماچونی در پرسپولیس و استقلال و همچنین جوان شدن مربیان لیگ برتر صحبت هایی را انجام داده است.
بخش دوم گفتگوی مجید جلالی با فرزام محمدعلیها را می خوانید و می بینید:
سخت است در این سن و سال شما را به رنگ خاصی نسبت داد اما می خواهم بپرسم طی این سال ها حسرت کدام پیشنهاد را خوردید؟ استقلال یا پرسپولیس؟ یا بهتر بپرسم، بیشتر دوست داشتید به کدام تیم بروید.
من بیشتر سعی می کنم نفرات و بازیکنان را تحلیل کنم و سپس تشکیلات تیم را و در این بین، توانایی خودم را کنار آن می گذارم تا ببینم می توانم کار کنم یا خیر. پرسپولیس دوبار سراغ من آمد. یک بار واقعا حس می کردم می توانیم کارهای بزرگی در آنجا انجام دهیم که پیشنهاد را پذیرفتم ولی نشد. همان ترکیب من و پروین، حس می کردم ترکیب فوق العاده ای می شود. در مورد استقلال نیز، آن تیم نفرات فوق العاده ای داشت. در جلسه با واعظ آشتیانی، ایشان به من گفت تو بیا کار را شروع کن ولی ممکن است من نباشم و من نمی دانستم نفر بعدی چه کسی است.
در این دو سه سال اخیر، استقلال بهتر بازیکن داشته یا پرسپولیس؟
در این دو سه سال اخیر هردو تیم از نظر بازیکن غنی بوده اند ولی پرسپولیس یک سری ویژگی ها داشت که آن ها را استقلال ندارد. ثبات بخشی، پارامتری است که به عوامل مختلفی بستگی دارد. مثلا به عواملی که از بالا اداره می کنند بستگی دارد و یا دیدگاه خود هواداران. حال این هواداران را همیشه مهندسی می کنند. مثلا وقتی پرسپولیس برانکو را می آورد، در شروع موفقیتی نداشت و حتی فصل بعد تیم تا هفته ششم موفقیتی نداشت. خود ما در آن هفته ها پرسپولیس را با سایپا بردیم. سپس وقتی هادی نوروزی فوت کرد، اتحادی در تیم شکل گرفت و تیم کارش را شروع کرد. چیزی که مهم است، این بود که در این فاصله مجموعه پرسپولیس از جمله هوادار و سکوها و مدیریت کاملا پشت برانکو بودند. حتی زمانی که او شاخص ترین بازیکنان را کنار گذاشت، همه پشتش بودند. این چیزی است که استقلال نداشت.
این را می توان گفت که برانکو وقتی بازیکنان شاخص را کنار گذاشت که موفقیت کسب کرده بود.
خیر. در شروع این گونه نبود و او موفقیتی نداشت. یک نیم فصل موفقیتی نداشت و سال بعد نیز تا هفته ششم همین گونه بود ولی به ورزشگاه می رفتید، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود. همه پشت این تیم بودند. من امسال هم بازی های هفته اول را دیدم. به نظرم دو تیم از نظر بازیکن بالانس هستند که یکی از آن ها استقلال است. یعنی از نظر داشتن بازیکن در پست ها، کاملا توازن دارد. همان گونه که پرسپولیسی ها پشت برانکو بودند، اگر استقلالی ها پشت فکری نیز باشند، به شما قول می دهم استقلال آینده درخشانی خواهد داشت. تیم، فوتبال و مربیگری همیشه با چالش همراه است. مطمئن باشید یک روزهایی می بازید و مساوی می کنید و فکر می کنید تعویض و ارنج بد بوده و اینجاهاست که باید پشت تیم بایستید. اگر این گونه باشد، تیم موفق خواهد شد.
به نظر شما اگر استراماچونی در استقلال می ماند، این تیم قهرمان می شد؟
مشکلاتی استقلال دارد که ممکن است برای آن ها مسکن هایی داشته باشد ولی آن مسکن ها موقت است، اگر مشکلات به طور عمقی حل و درمان نشوند، یک دوره فقط مشکل حل خواهد شد.
مشکل چیست؟
نیاز به زمان زیادی داریم تا مشکلات را برای شما لیست کنم. یادم می آید پارسال قبل از شروع لیگ، برنامه فوتبال برتر به من گفت می خواهیم برنامه ای بذاریم که تیم ها امسال چندم می شوند. من جدولی را درست کردم که جدول کاملی بود و از منابع کاملی کمک گرفتم و با تجربیات خودم، جدولی قوی درست کردم و تمام پارامترهایی که یک تیم می تواند موفق شود یا شکست بخورد را در آنجا آوردم. اگر در آن ها بگردید، هر تیمی می تواند مشکلات خود را در آن ها پیدا کند. مشکل تیم یک چیز نیست. این طور نیست مثلا بگویید استراماچونی بیاید، قطعا استقلال موفق می شود. مربیانی بوده که در گذشته موفق بوده اند ولی در این تیم نه. در پرسپولیس نیز همین طور است. بنابراین من عملکرد استراماچونی را مانند مسکن های لحظه ای می بینم. شاید اگر استراماچونی در زمان می ماند، شما متوجه می شدید در آن دوره تیم به واسطه یک مسکن جلو آمده است.
این مشکلاتی که می گویید، در این فصل نیز وجود دارند؟
بعضی از آن ها هستند. مثلا اینکه یک تیم بتواند پشتوانه رسانه ای خوبی داشته باشد. من وقتی در پیکان بودم، 10 مشکل حاشیه ای هر روز روی میزم بود و باید آن ها را حل می کردم. حال در پرسپولیس و استقلال، این عدد به 200 مشکل می رسد. صبح به صبح این ها هستند و باید به هر حال یک پشتوانه رسانه ای و مدیریتی باشد که این ها را حل کند. مثلا پیشکسوتانی هستند هر روز نظر متفاوتی راجع به تیم می دهند. این می تواند برای تیم چالش درست کند.
به سراغ پرسپولیس برویم. برخی دوستان و هواداران پرسپولیس معتقد هستند که تیم فعلی که به فینال آسیا رفت، تاثیر برانکو بود. در حالی که اکثر بازیکنان آن تیم رفته اند. به نظر شما این حرف درست است؟
از نظر شخصیت تیمی پرسپولیس، بله این به واسطه عملکرد برانکو است. وقتی تیمی را داشته باشید که ته جدول است ولی از 6 مسابقه 14 امتیاز می گیرد، یعنی شما سخت ترین کار را برای تیم انجام داده اید. یعنی تیم به یک شخصیت رسیده است. حال کسی بیاید این شخصیت را حفظ و بارور کند، این تیم رو به جلو می رود. مثلا عملکرد زیدان را در رئال مادرید از چه جنبه ای می بینید؟ زیدان مسلما بهترین مربی ای که در رئال مادرید کار کرده نیست ولی آن توانایی را دارد که به تیمش شخصیت برنده شدن بدهد. به همین دلیل ضریب تاثیرگذاری اش در آن تیم بالاست.
مسابقات هفته اول را دیدید. با اینکه قضاوت زود است ولی به نظرتان کدام تیم ها مدعی قهرمانی هستند؟
با یک هفته نمی توان جواب داد ولی همان گونه که گفتم دو تیم از نظر بازیکن، بالانس هستند. یکی تیم استقلال و یکی گل گهر است. این ها از نظر نفرات در پست هایشان چیزی کم ندارند. مثلا پرسپولیس تیم شاخصی است ولی در یک سری پست ها با بقیه پست ها بالانس نیست و باید این توازن وجود داشته باشد. تراکتور و حتی سپاهان در یکی دو پست این مشکل را دارند. ولی سایپا مثلا نسبت به فصل گذشته توازن بهتری بین جوانان باتجربه ها ایجاد کرده است. مس رفسنجان تیم خوبی در این فصل دارد. بعضی تیم ها نیز بی نهایت کم تجربه اند مثل ماشین سازی، آلومینیوم اراک. وقتی ماشین سازی را می بینید، اکثر بازی مقابل شهر خودرو، با این تیم برابر بازی کرد ولی وقتی سوت پایان را داور می زند، می بینید 3-0 باخته اند. می بینید در لحظات، چقدر کم تجربگی کرده اند. به اعتقاد من تیم های مدعی استقلال، پرسپولیس و حتی سپاهان هستند.
فولاد خوزستان را در حد مدعی نمی بینید؟ چون به نظر تیم بهتری از پارسال است.
فولاد تیم خوبی است و می تواند هر هفته همه را شگفت زده کند، حال یک بار از این طرف و یک بار از آن طرف.
این به خاطر نکونام است یا بازیکنان جوان؟
در هر صورت در بعضی پست های این تیم، با بقیه پست ها همگرا نیستند. مثلا تیم ممکن است بازی خوبی کند ولی یکدفعه یک بازیکن آدمی باشد که ضریب اشتباهات بالایی دارد. مثلا بهترین بازی را می کنید ولی به یک باره غرامت داده و یک - صفر می بازید.
گل گهر لیگ را خیلی خوب شروع کرد. اکنون زود است بگوییم ولی می تواند لیگ را شگفت زده کند؟
تیم گل گهر مشکلاتی دارد و اگر قلعه نویی بتواند آن مشکلاتی که من از آن باخبرم را حل کند، به نظرم از قالب تیمی و نفرات و توانایی کادر فنی، می تواند سهمیه آسیایی بگیرد.
امسال یک سری مربی جوان وارد چرخه لیگ شدند در حالی که برخی از آن ها مدرک مربیگری ندارد. به نظر شما این اتفاق خوب یا بدی است؟
این را از دو منظر می توان نگاه کرد. شاید در ابتدا به این نگاه کنید، خوب بگویید آمدن طیف وسیعی از جوانان اتفاق خوبی است و همین طور نیز خواهد بود. شما قطعا خواهید دید در پایان فصل از بین همین ها، استعدادهای خیلی بالایی را خواهید دید ولی در پایان فصل قطعا سوخت استعداد نیز خواهید داشت زیرا کار ما با مطالعه و روی روال نیست. مربیگری مانند فتح یک کوه است. شما از پایین شروع می کنید و اول با شیب های ملایم روبرو هستید و سپس شیب ها سخت تر هستند و سپپس به صخره و یخچال می رسید و اگر توانایی داشته باشید، به قله می رسید. حال فرض کنید یک مربی را با هلیکوپتر بالای قله بگذارید. اینجا خیلی از چالش های مسیر را او درک نکرده است. آن جایی متوجه می شوید که به یخچال ها و گلوگاه های کار می رسید. حال با خود طناب و تجهیزات آورده اید و ماسک اکسیژن دارید زیرا تجربه آن را دارید. وقتی این ها را نداشته باشید، با یک چالش نمی توانید خود را جمع کنید. اگر کنار این ها کسانی باشند که تجربه کافی دارند، شاید در این چالش ها کمک کنند ولی اگر نباشند، ممکن است اولین چالش منجر شود به ضرر کردن استعدادها.
شما قبول دارید که در لیگ ایران به آن شکل تنوع تاکتیکی نداریم؟
اتفاقا تنوع داریم. این گونه نیست همه مربیان و تیم ها صاحب یک تفکر باشند مانند کشور آلمان. اینجا همه در اختیار خود هستند و تشکیلاتی نیست به دیدگاه آن ها جهت دهد. مثلا یک نفر روی مربیان انگلیسی مطالعه می کند، دیگری روی اسپانیا و دیگری روی مربیان آلمانی. هرکس با دیدگاه خود می آید و آن تنوع را در مدل بازی ها می بینید.
وقتی استراماچونی آمد و سیستم 2-5-3 را در استقلال پیاده کرد، خیلی ها از آن سیستم تقلید و کپی کردند. به نظر شما فوتبال ایران ظرفیت این سیستم را دارد و می تواند با آن موفق شود؟
سیستم چیزی نیست که تضمین کننده موفقیت باشد. شما باید نفرات خود را ببینید و بفهمید چه سیستمی مناسب این نفرات است تا تیم هارمونی بهتری داشته باشد. یک زمان شما می بینید مدافع وسط هایی ندارید که شروع کننده یا التیام دهنده باشند. این ها خوب هستند ولی نیازمند پوشش هستند. پس اینجا می گویید باید 3 دفاعه بازی کنید. یک زمان می بینید مدافعان وسط خوبی دارید که پوشش می دهند و قابلیت پیش بینی دارند. پس می گویید این یار اضافه را به هافبک یا حمله اضافه می کنم. پس این بستگی به داشتن نفرات دارد. یک زمان مثلا شما به یک تیم می آیید و دو ماه برای آماده سازی و نقل و انتقالات وقت دارید. یک سیستم پایه می گذارید و می گویید با آن پیش می روم و هرچه کم دارم، در نقل و انتقالات اضافه خواهم کرد. زمانی نیز بالای سر تیم می آیید و می بینید موجودی تیم همین است. اینجا مجبورید خودتان با بازیکنانی که دارید، بهترین سیستم را مشخص کنید.
به نظر شما سیستم مهم تر است یا نفرات؟
من خودم نگاه می کنم ببینم شرایط کارم چطور است. یعنی مثلا در پیکان اول سیستم را می بندم و سپس نفرات را می گیرم. ولی در گل گهر موجودی خود را نگاه می کنم و بر اساس آن می گویم این گونه بازی کنم بهتر است.
پایان بخش دوم
بخش سوم و چهارم فردا منتشر می شود
همچنین بخوانید: