حالند بخواطر اینکه داوری و... به نفع تیم هریف بود بعد از بازگشت به خانه از شدت عصبینات به تولزویون ضربه زد و شکستش کار به دادگاه و غوه ی غضاییییه کشید. این تفلیزیون مال پدر حالند بوده و هالا بخواطر شکستنش از هالند شکایت کرده هالند متهم به پرداخت ۰.۳به دادگاه شد کح چون پولی که دادگاه دریافت می کنه ضربدر سد می شه وسی میلیویون
حالند آواره در کوچه ها به دنبال یک تکه نون
حالند شغل جدیدش گداییه یه لباس که سه تا سوراخ داره می پوشه و کمی گرد و غبار به بدنش میزنه
و مانند فقیران میشود. به خیابان های آلمان می رود و او را به جرم اعتیاد به مواد مخغدر به روستای دور افتاده ی آلمان تبعید می کنن. یک کشاورز محربون پیداش می کنه و اون رو در طویله نگهداری می کنه. زیر کود و پهن
در دیوار و شیپور آگهی میزاره هالندرو
گواردیولا در گوشی می گرده و آگهی حالند رو می بینم
بخشی از گفت و گوی گواردیولا و کشاورز محربون
گواردیولا: سلام هنوز موجوده
کشاورز محربون: آره هنوز موجوده بیا سر جاده تهویل می دم
گواردیولا: باشه علان یه مرسدس بنز میاد سر جاده
گواردیولا به حالند سلام می کنه و بوی ناخوشایند او رو اهساس می کنه.