سوکراتس کورینتیانسزیدان و کارلتو اغلب متهم میشن به اینکه تاکتیک خاصی ندارن. منتقداشون هم مدام نق میزنن که اینا شانس دارن. به عبارتی تاثیر شانس رو بیشتر از هر عامل تعیین کننده دیگری میدونن. واضحه که چقدر این نوع نقدها چیپ و بیهوده است. اوج کار زیزو و کارلتو در چمپیونز لیگ بوده و اونم در بازیهای حساس در مراحل نهایی. تو این سطح از رقابت معمولا پرمهره ترین تیم ها حضور دارن. با کیفیت ترین بازیکن ها و باهوش ترین اونها معمولا توی 8 تیم پایانی هستن. تاکتیک ها هر چقدر هم پیچیده باشن بالاخره باید توی زمین و توسط بازیکن ها اجرا بشن. اما در برابر بازیکن هایی که اونها هم در اوج امادگی بدنی و هوشمندی هستن اجرای تاکتیک ها به این آسونی ها هم نیست. اینجاست که زیدان و کارلتو به جای گرفتار کردن خودشون در هزارتوی تاکتیک و بدل، سعی میکنن بازیکن هاشون رو به لحاظ روانی اماده نبردهای بزرگ کنن. لازم نیست مدام به کروس متذکر بشن که هنگام داشتن توپ کجا و به چه شعاعی حرکت کنه. خودشبه مدد تجربه و هوش ذاتیش این چیزا رو میدونه. لازم نیست به وینیسیوس بگن کی پاسبده و کی نده. کافیه ناامید نشدن رو به لحاظ روانی بهش القا کنی. فکت های لازم رو تیم مربیگری در اختیار بازیکن ها قرار میده و امیدوار میمونه که بازیکن ها با ذهنیت اماده برن توی زمین. امثال پپ ولی نوع دیگری از نبرد رو میپسندن. اونا برای متر به متر و دقیقه به دقیقه بازی برنامه دارن. سبک کارلتو به این ختم میشه که برناردو سیلوا میگه روبه روی رئال شما در لحظاتی که همه چیز رو کنترل میکنی ناگهان دو گل میخوری. نتیجه سبک پپ هم گاهی این میشه که با سیتی چهار گل به رئال میزنه و گاهی هم این میشه که با بایرن چهار گل از رئال میخوره. برای کارلتو استفاده حداکثری از امکانات موجود مبنای عمله و برای پپ فراهم کردن ابزار برای اجرای ایده های ذهنی خودش. به نظرم اونایی که مدام سعی میکنن بازی رئال رو دیمی و بی برنامه و شانسی جلوه بدن در واقع چیزیاز مدیریت منابع نمی دونن و علیرغم اینکه ژست سواد فوتبالی میگیرن چیز زیادی نمی دونن