طرفداری - بارسلونا در یک بازگشت شکوهمند توانست با عبور از سد میلان به مرحله 1/4 نهایی صعود کند. در این نوشته قصد دارم نگاهی به عوامل این موفقیت بیندازم.
بارسلونا فصل 2012-13 را با تیتو ویلانوا بسیار خوب آغاز کرده بود و علاوه بر صعود راحت از مرحله گروهی لیگ قهرمانان، بهترین رکورد تاریخ نیمفصل اول لالیگا را نیز با 18 پیروزی و تنها 1 تساوی به دست آورده بود و باعث شده بود طرفداران این تیم رویای فصل اول مربیگری پپ در بارسلونا و کسب سهگانهای دیگر را در ذهن داشته باشند. ولی سرطان تیتو همه چیز را تغییر داد. بارسلونا در غیاب تیتو به مرور روند نزولی خود را آغاز کرد. ابتدا اولین شکست خود در لالیگا را در اولین بازی دور برگشت تجربه کردند، سپس در کوپادلری در خانه خودی در مقابل مالاگا 2-2 متوقف شد (گرچه در بازی برگشت با نتیجه 4-2 این تیم را شکست داد). ولی از بازی رفت مقابل میلان همهچیز بدتر شد. بارسلونا با یک بازی ضعیف 2-0 مغلوب میلان شد. پس از آن با شکست خانگی 3-1 در مقابل رئال مادرید، از جام حذفی کنار رفت و در فاصله 4 روز، دومین شکست مقابل رئال مادرید و این بار در لالیگا را تجربه کرد.
بارسلونا در بدترین شرایط ممکن به بازی برگشت مقابل میلان رسید. گرچه بارسلونا در بازی مقابل دیپورتیو گلی دریافت نکرد ولی پیش از آن با گل خوردن در 13 بازی متوالی بدترین رکورد 50 سال اخیر خود را به نمایش گذاشته بود. طرفداران بارسلونا امیدی نداشتند که این تیم بتواند دروازه خود را بسته نگه دارد و گل خوردن در این بازی و در زمین خودی به معنای نابودی کامل امیدهای بارسا بود.
علاوه بر آن باخت به میلان و 2 باخت پیاپی در مقابل رئال مادرید (آن هم با ارائه بازیهای ضعیف) شرایط روحی بسیار بدی برای بازیکنان ایجاد کرده بود. همچنین تیتو ویلانوا نیز کماکان از تیم دور است و علاوه بر نبود مربی روی نیمکت بارسلونا، ضربه روحی ناشی از بیماری سرمربی تیم نیز همراه بازیکنان بود.
نکته منفی دیگر این بازی مصدومیت ژاوی بود که با وجود عدم آمادگی کامل به زحمت به این بازی رسیده بود. همه چیز برای حذف بارسا از لیگ قهرمانان آماده بود.
ولی چه اتفاقی افتاد که بارسلونا توانست شرایط را تغییر دهد؟
شاید ضربههای روحی شکستهای اخیر به نوعی نیروی محرکه برای این بازی تبدیل شده بود. بازیکنان بارسلونا در سالیان اخیر به چنین وضعیتی عادت نداشتند. آنها چند سال بود که چنین بازیها و نتایج ضعیفی را نداشتند، بعضی از آنها هیچگاه در مدت حضور در بارسلونا چنین شرایطی را تجربه نکرده بودند.همین باعث شده بود که همه با انگیزه مضاعفی در انتظار این بازی باشند. چنین روحیهای در رختکن و تمرینات تیم باعث شده بود که بازیکنان با اطمینان از پیروزی در این بازی صحبت کنند.
گرچه کماکان بارسلونا از نبود مربی رنج میبرد ولی شایعات روزنامههای کاتالان در 10 روز گذشته خبرهای جالبی در این مورد در بر داشت و آن هدایت تیم توسط کاپیتانهای تیم بود. به تایید باشگاه بارسلونا، کاپیتانهای تیم در مورد بازی با میلان با کادر فنی و همچنین با بازیکنان تیم جلساتی را داشتند و همین باعث شده بود که خبرگزاریها از هدایت تیم توسط این افراد و در راس آنها، ژاوی خبر دهند. مسلما اگر چنین چیزی صحت داشته باشد باعث خوشحالی طرفداران تیم خواهد شد که ستاره و اسطوره بارسلونا توانایی تبدیل به یک مربی بزرگ را دارد، گرچه هیچ راهی برای اطمینان از صحت این خبر وجود ندارد.
در کنار اینها میتوانیم به بازی خوب همه ستارگان بارسلونا اشاره کنیم. خط دفاع بارسلونا جدا از جاماندن در چند ضدحمله (که همیشه در بارسلونا شاهد بودیم) در سایر حملات میلان بسیار خوب عمل کرد و توانستند دروازه تیم را بسته نگه دارند. آلبا با وجود اینکه یکی از 3 مدافع بارسا در سیستم 3 دفاع بود ولی دوندگیهای بسیاری داشت و به خوبی به خط حمله تیم اضافه میشد. بوسکتس مانند همیشه عالی بازی کرد. شاید بتوان گفت ژاوی با وجود مصدومیت و همچنین تشدید آن در نیمه دوم، بهترین بازی خود در سال 2013 را به نمایش گذاشت. اینیستا و مسی مثل همیشه عالی بودند. دنی آلوز که در این بازی به عنوان وینگر راست به میدان رفته بود، عملکرد بهتری نسبت به بازیهای اخیر خود نشان داد.
در کنار بازیهای خوب بازیکنان بارسلونا، میتوان به تغییر سیستم تیم اشاره کرد. بازی با 3 مدافع و و اضافه شدن آلوز به خط حمله بسیار در عملکرد تیم تاثیر داشت. ولی نکته مهمی که در اینجا قصد دارم به آن اشاره کنم یک سلاح مخفی بارسا در این بازی بود. همان چیزی که طرفداران بارسا مدتها به عنوان یک پلان ب در انتظار آن بودند و همان چیزی که شاید توانست نقشههای میلان در این بازی را نقش برآب کند و نه تنها به حرکات هجومی بارسا شدت بخشید، که حتی دفاع را نیز برای بارسلونا راحتتر کرد.
این سلاح مخفی داوید ویا بود. مهاجمی که در سن 32 سالگی یکی از نکات کلیدی تاکتیک بارسلونا برای این بازی بود. ویا بیش از یک سال پیش در رقابتها جام باشگاههای جهان دچار شکستگی پا شد و مدت زیادی از میادین به دور بود. در نیمفصل اول با وجود آمار خوب گلزنی، بسیار کم به بازی گرفته شد، تا حدی که آرسنال برای جذب وی در نیمفصل تلاش خود را آغاز کرد.
ولی تیتو ویلانوا پیش از رفتن به آمریکا برای روند معالجه خود، با ویا دیداری برگزار کرد و به او اطمینان داد که در نیمفصل دوم نقش کلیدی در تیم خواهد داشت. نقشی که در این بازی آن را دیدیم.
بارسلونا مدتها بود که بدون مهاجم نوک بازی میکرد. ویا وقتی به تیم آمد، وینگر تیم بود و هیچگاه فرصت حضور در نوک خط حمله را نداشت. هیچیک از مهاجمان دیگر تیم نیز در این مدت چنین نقشی را در تیم بر عهده نداشت. ولی مدتها بود که طرفداران بارسلونا از نیاز به یک مهاجم نوک در مقابل تیمهای دفاعی میگفتند.
ویا در مقابل میلان در نوک خط حمله بارسلونا قرار گرفت. این موضوع، باعث شد که مدافعان میلان با وی درگیر شوند و سایر بازیکنان بارسلونا به خصوص مسی بتوانند با آزادی بیشتری بازی کنند. این تغییر تاکتیکی وقتی بیشتر خود را نشان داد که آلوز و پدرو، وینگرهای بارسا نیز با عرض دادن به بازی باعث شدند مدافعان کناری میلان کمتر بتوانند در مقابل حرکات مسی و اینیستا ایستادگی کنند. این چیزی بود که مسی پیش از این به آن اشاره کرده بود که حضور ویا در کنار او، آزادی بیشتری در زمین به وی خواهد داد.
همچنین حضور ویا توانست مدافعان میلان را در عقب زمین نگه دارد و به آنها اجازه کمک به هجومهای میلان را، به خصوص پس از به ثمر رسیدن گل سوم بارسا ندهد. ویا همانگونه که یوردی رورا پس از بازی به آن اشاره کرد، دستور داشت که از وسط زمین عقبتر نیاید و همین مسئله از قدرت حملات میلان به شدت کاست. برخلاف بازی رفت که توپهای برگشتی مدافعان بارسلونا، همگی به بازیکنان میلان میرسید، عقب ماندن مدافعان میلان در این بازی باعث شد که توپهای برگشتی در میانه زمین تیم بارسا، به مسی و اینیستا برسد و به جای ادامه حمله میلان، موقعیت حمله برای بارسلونا فراهم شود که همین نکته کمک زیادی به گل نخوردن بارسا در این دیدار کرد. گل چهارم بارسلونا در نتیجه همین تاکتیک به ثمر رسید.
در کنار همه اینها، ویا با به ثمر رساندن گل سوم و حیاتی بارسلونا، کمک زیادی به صعود بارسا کرد و خوشحالی پس از گل وی و واکنش وی در هنگام خروج از زمین نشان از رضایت وی از نقش جدید خود در تیم داشت.
اکنون کادر فنی بارسلونا از ویا خواستهاند که باز هم در بارسلونا بماند و همین نقش را در تیم داشته باشد. یعنی مهاجم ذخیرهای که در بازیهای دشوار در نقش مهاجم نوک به میدان خواهد رفت. همه چیز به ویا بستگی دارد که آیا چنین نقشی را در بارسلونا بپذیرد و یا این که ترجیح دهد در تیمی دیگر (مانند آرسنال) در ترکیب ثابت به میدان برود. نقشی که پیش از این و در زمان مربیگری رایکارد، هنریک لارسن بر عهده داشت. مسلما حضور در بارسلونا و نقش داشتن در قهرمانیهای این تیم بسیار برای ویا ارزشمند است، ولی برای مهاجمی در سطح ویا که میتواند در تیمهای دیگر در ترکیب اصلی قرار گیرد، سخت است که ذخیره بودن را بپذیرد.
بدون شک طرفداران بارسلونا امیدوارند که ویا راضی به ماندن در این تیم شود تا باز هم بتوانند شادیهای دیدنی وی را پس از به ثمر رساندن گلهای حساس ببینند.