
با تو از دریاچهی نور از دل جنگل گذشتم گفتی هر عشقی میمیره
اما از تو برنگشتم میخواستم تا دنیا دنیاست ما به عشق هم بنازیم
توی مرز ماه و دریا قصری از صدف بسازیم طوفان گرفت و چه ساده شکستی
اما چشاتو رو بغضم نبستی عمرم گذشت و هنوز که هنوزه
سلطان قلبم تو هستی تو هستی
یادمه رنگ نگاهت رنگ رویاهای من بود
سبزه زاران تو چشمات تنها جای گم شدن بود
اسم تو طعم عسل بود تو حراس غربت من
هنوزم وقتی میخندی غصه ها فرو میریزن
گل گلخونه ی من یکی یکدونه ی من روی دلتنگی شب پرده بنداز
بی تو بارون نمیاد همه دنیا قفسه تو به من هدیه بده پر پرواز
من تو خوابای گذشته ام که پر از شوق جنون بود
تو رو توی باغی دیدم که پر از بغض خزون بود
مثل یه دریا هنوزم غرق طوفانه نگاهتم
خیلی وقته عاشقم من عاشق سادگیاتم
هر عشقی میمیره خاموشی میگیره عشق تو نمیمیره
ما عاشق میمونیم ما عاشق میمیرم جرم ما این تقدیره
مثل یه سایه کنارت میام آروم پا میزارم زندگیمو رویاهامو توی چشمات جا میزارم
گاهی خوشبختی یه رازه یه بهونه واسه بودن
ای خدا آه ای خدا کاش گوش بدی به دردای من
وقتی یه باغ زخمی به ابرا چشم میدوزه آدم دلش میسوزه ای خدا ای خدا هی
با سرنوشت و تقدیر هرگز نمیشه جنگید دنیا هنوز دو روزه ای خدا