طرفداری | ایران میتواند از انیمهی موفق ژاپنی برای ساخت نسل طلایی فوتبالش استفاده کند.
در دهه ۱۹۸۰، فوتبال برای ژاپنیها مثل یک میهمان ناخوانده بود. همه سرگرم بیسبال بودند و کسی توپ فوتبال را جدی نمیگرفت. اما همه چیز با ورود پسری جوان به دنیای تلویزیون تغییر کرد. نام او سوباسا اوزارا بود، شخصیت اصلی انیمه «کاپیتان سوباسا» (که در ایران با نام فوتبالیستها شناخته میشود). این کارتون سریالی فراتر از یک برنامه تلویزیونی بود؛ تحولی در فوتبال ژاپن ایجاد کرد و الهامبخش نسلهای بعدی شد. حالا و در آستانه جام جهانی 2026، ایران، کشوری که مردمش از قبل به فوتبال علاقه دارند، میتواند از این الگو استفاده کند. با خلق انیمیشنهای باکیفیت فوتبالی، ایران میتواند موجی جدید از بازیکنان را تربیت کند تا حداقل از چرخه تکراری حذف از مرحله گروهی جام جهانی نجات پیدا کند.
انقلاب ژاپنی که از صفحات کاغذ آغاز شد
«کاپیتان سوباسا» در سال ۱۹۸۱ توسط یوئیچی تاکاهاشی خلق شد، اما فقط در حد یک مانگا (کمیک ژاپنی) باقی نماند و به یک انقلاب ورزشی تبدیل شد. تاکاهاشی گفته بود
میخواستم شخصیتی خلق کنم که بچهها را به دنبال کردن اهدافشان تشویق کند.
و موفق هم شد. پیش از این مجموعه، فوتبال جوانان در ژاپن محدود بود و تنها ۱۱۰ هزار بازیکن در مدارس فوتبال این کشور ثبت شده بودند. تا اوایل دهه ۱۹۹۰، این تعداد به ۲۶۰ هزار نفر رسید. انجمن فوتبال ژاپن JFA میگوید:
سوباسا کار خودش را کرد!
این انیمیشن تاثیر عمیقی بر کودکان داشت. سوباسا در قسمت اول میگوید:
توپ دوست من است.
از بچههای محروم از حداقل امکانات تا ستارگان واقعی، همگی تحت تأثیر این دیالوگ قرار گرفتند. الکساندرو دل پیرو گفته:
این انیمیشن کودکی من بود و به من نشان داد فوتبال میتواند هنر باشد.
تا سال ۲۰۰۲، ۱۶ نفر از ۲۳ بازیکن جام جهانی ژاپن از سوباسا الهام گرفته بودند که کاملا نشان میدهد این رویکرد، اگر درست اجرا شود، چقدر میتواند موثر باشد.

جادوی سوباسا؛ داستانی که گل میکارد
«کاپیتان سوباسا» فقط سرگرمی نبود، ابزاری برای ترویج فوتبال بود. از طریق مانگا و انیمیشن، قوانین بازی را به کودکان یاد داد و ارزش کار تیمی را نشان داد. سوباسا در یک مسابقه حساس میگوید:
حتی وقتی عقب هستی، تسلیم نشو!
درسی که در ذهن بینندگان ماندگار شد. این مجموعه بیش از ۹۰ میلیون نسخه در جهان فروخت و از لیونل مسی تا فرناندو تورس را تحت تأثیر قرار داد.
ژاپن از علاقه ایجاد شده نسبت به فوتبال درست استفاده کرد؛ مدارس فوتبال احداث شدند، تورنمنتهای محلی رونق یافتند و راهاندازی جیلیگ در سال ۱۹۹۲ رویای حرفهای شدن بچهها را به حقیقت تبدیل کرد. نتیجه؟ ژاپن در سال ۲۰۰۲ میزبان جام جهانی شد و در سال ۲۰۲۲ غولهایی مثل آلمان و اسپانیا را شکست داد. «کاپیتان سوباسا» بذر را کاشت؛ زیرساخت و جاهطلبی آن را پرورش داد.
نقشه راه؛ هنرِ نزد ایرانیان
ایران نیازی به خلق علاقه نسبت به فوتبال ندارد، این علاقه از قبل وجود دارد. با ستارگانی مثل علی دایی، برترین گلزن تاریخ ملی و هواداران دو آتشه، ایران نسبت به ژاپن دهه 80 چند قدم جلوتر است. اما مشارکت جوانان، بهویژه در مناطق روستایی و میان دختران، هنوز جای رشد دارد. مجموعهای مثل «کاپیتان سوباسا» میتواند این مشکل را حل کند.
رسانههای ایران بستر مناسبی دارند. انیمیشنهای تلویزیونی یا نمایش خانگی میتوانند میلیونها مخاطب را به خود جذب کنند. همکاری با فدراسیون فوتبال ایران میتواند آکادمیها و تورنمنتها را ترویج دهد، مشابه فوتبال پایه در ژاپن.

کافی است برنامهسازان حوزهی کودک داستانی بسازند که بچهها با خودشان بگویند: «وای، منم میتونم مثل این باشم!» یک داستان خوب، بچهها را جذب میکند؛ چه انیمه باشد، چه فیلم، چه بازی. بچهها به منبع الهامی احتیاج دارند که آنها را از پای تلویزون و گوشیها بلند کند و به فوتبال بازی کردن تشویقشان کند. اگر بتوانی فوتبال را مثل یک ماجراجویی نشان دهی، بچهها خودشان دنبال توپ میدوند.
«کاپیتان سوباسا» ورزشی که بین ژاپنیها رایج نبود را برای نسل جوان به اصطلاح امروزیها «باحال» نشان داد و بیتفاوتی را به علاقه تبدیل کرد. با اینکه موانع ایران متفاوت است ولی یک انیمیشن فوتبالی فکر شده میتواند در فرهنگسازی درست این موارد کمک کند.
رویاهای جام جهانی ژاپن، که زمانی خندهدار بود، واقعی شد؛ بخشی به لطف اقبال سوباسا در میان کودکان ژاپنی. ایران، با شش حضور در جام جهانی بدون آنکه حتی یک بار از گروهش صعود کند، میتواند با یک انیمیشن فوتبالی هدفی بزرگتر تعیین کند؛ رسیدن به یک چهارم نهایی یا فرستادن بازیکنان بیشتر به لیگهای برتر اروپا.
تکرار جاهطلبی سوباسا؛ آغاز یک میراث
ایران، با سنت غنی داستانگویی و شور فوتبال، آماده تکرار موفقیت کارتون «فوتبالیستها» است. انیمیشنها میتوانند بیش از یک برنامه سرگرمکننده باشند، آنها میتوانند مشوق بچهها برای تبدیل شدن به بازیکنان باشند. شاید بد نباشد پلتفرمهای نمایش خانگی دست از سریالهای کلیشهای درجه چندم بردارند و با محتوای تولیدیشان به رونق اقتصاد فوتبالی کشور کمک کنند. همانطور که سوباسا میگوید
اگر چیزی را دوست داری، راهش را پیدا میکنی.
برای ایران، این راه شاید با یک قهرمان کارتونی آغاز شود.