مطلب ارسالی کاربران
لزوما همیشه یه فرمول همه سوال هارو حل نمیکنه...
شاید یا قطعا اون از بزرگترین مربی های عصر حاضره.اما اون قطعا و حتما بزگترین نیست.از سال 2000 به بعد میشه دنیای مربی هارو به چند دسته تقسیم کرد.
دسته ی اول میشه مربی هایی رو نام برد که هم واسه ی رسانه ها چهره ی جذابی ان.هم برنده اند .هم واسه ی باشگاه سود آورند.هم بین طرفدارای باشگاه محبوبن.هم تو رختکن.
اما دسته ی دوم اصطلاحا تک قطبی ان.یعنی یا برنده ان یا سود آور و محبوب.
دسته ی سوم فقط بین طرفدارا و رختکن محبوبن فقط به خاطر نحوه ی بازی و نه هر دلیل دیگه.
خوزه مورینیو از ابتدای دوران مربیگریش همیشه نه تنها با خودش بلکه رسانه ها و گاها با رختکن نیز در تضاد بوده.اصولا روحیه ی پرخاشگری خوزه جزو اصلی ترین خصوصیت هاشه که توخیلی از مواقع و تو بعضی از تیم هاش جواب داده و بعضی تیم ها نیز با شکست همراه بوده.
ولی قصه از جایی جذاب میشه که خوزه سرمربی تیمی میشه که فلسفش به طور کلی با سبک کاری مورینیو در تضاد بوده و هست.شاید مثل یه وصله ی ناجور.جدا از سبک کاری خوزه تصمیمات عجیبی هم از زمان ورودش به منچستر گرفته .شواینی روی نیکت هم نیست.فلینی تو ترکیب اصلی معمولا حضور داره.خبری از دپای نیست.دارمیان جایی تو ترکبی اصلی نداره.و اصلی ترین عامل نبود موفقیت نسبی تیم استفاده کردن از بازیکن ها در پست های غیر تخصصیه.
فرمولی که تو تیم های قبلی حداقل در اینتر و کمی رئال جواب داده بود.شاید درگیر شدن با بزرگ های تیم از روش های معمول خوزه برای اثبات قدرت تو رختکن تیم باشه.
در پایان وقتی به ریخت و پاش های منچستر دقت می کنیم اولین چیزیکه به نظر میرسه اینه که دو مربی قبل از مورینیو هم خرید های گزافی داشتن و به موفقیت نرسیدن.و میشه اینو فهمید لزوما یه فرمول همه سوال هارو حل نمیکنه...