بورسیا دورتموند 2013-2012
پرده ی اول: تقابل با بایرن مونیخ
تنها تیمی که بایرن مونیخ فوق العاده ی هاینکس را نه یک بار یا دوبار بلکه پنج بار به زحمت انداخت. اگرچه قدرت و زیبایی و ظرافت بازی این تیم برای کسب پیروزی در حتی یکی از این دیدار ها کافی نبود ولی نمایش های تهاجمی و جسورانه در برابر تیمی فوق العاده قدرتمند آنها را در اذهان فوتبالدوستان حک کرد.
پرده ی دوم: گروهی لیگ قهرمانان اروپا
اگر می خواهید بدانید که چرا دورتموندی که در آن فصل هیچ جامی نبرد را همگان به یاد دارند کافی است به نتایج این تیم در مرحله ی گروهی لیگ قهرمانان اروپای فصل 2013-2012 نگاهی بیندازید. تحمیل شکست 2 بر 1 به رئال مادرید در وست فالن و یکی بهترین نمایش های فصل این تیم در برنابئو که تا دقیقه ی 89 با نتیجه ی 2-1 از رئال مادرید پیش بودند و اگر کاشته ی هنرمندانه ی اوزیل نبود رئال مادرید چاره ای جز زانو زدن در مقابل شاگردان کلوپ نداشت، تساوی 1-1 با من سیتی و پیروزی 1-0 در بازی برگشت، دبل کردن آژاکس با نتایج 1-0 و 4-1، دورتموند را با 14 امتیاز بالا تر از رئال مادرید به عنوان سرگروه راهی مرحله ی بعد کرد.
پرده ی سوم: نیمه نهایی و تقابل با رئال مادرید
رئال مادرید در دهه ی حاضر هیچگاه مقابل هیچی تیمی به جز بارسلونا چهار گل دریافت نکرده بود اما تا دیدار رفت نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا! جایی که لواندوفسکی با چهار گل نام خود را به عنوان تنها زننده ی چهار گل در نیمه نهایی در کتاب تاریخ لیگ قهرمانان به ثبت رساند و دورتموند را 4-1 برنده ی این دیدار کرد. در بازی برگشت نیز هر دو تیم موقعیت های خیلی خوبی را از دست دادند و با وجود اینکه در دقایق پایانی رئال به دو گل توسط بنزما و راموس دست یافت این تیم دورتموند بود که به فینال صعود کرد.
سبک بازی:
برخلاف فرضی که عموم از آن تیم رویایی دورتموند دارند، شیوه ی بازی این تیم نه مبنی بر ضد حمله ها بود و نه حتی مبتنی بر حفظ توپ! بلکه زیبایی فوتبال دورتموند از حرکات انفجاری دو مدافع کناری این تیم یعنی مارسل شملزر و لوکاس پیژک به کمک هافبک های این تیم که اغلب مواقع ایلکای گندوگان و ماریو گوتزه بودند نشات میگرفت . بدین صورت که ابتدا دو مدافع کناری فراری را ترتیب می دادند، تصمیم اینکه کدام یک از آنها موقعیت بهتری برای دریافت توپ دارد با هافبک ها بود، توپ به یکی از دو مدافع می رسید در این هنگام وینگر های این تیم یعنی مارکو رویس وینگر راست و یاکوب بلاژیکفسکی وینگر چپ نقش متفاوتی پیدا می کردند. اگر توپ به مدافع یا بعضا وینگر راست می رسید وینگر سمت مقابل نقش نفوذ به محوطه ی جریمه و حمایت از تک مهاجم تیم روبرت لواندوفسکی را داشت و برعکس این اتفاق در مواقعی که فرار از سمت چپ صورت می گرفت پیش میامد. ضمن اینکه وینگر های خلاق تیم مسئولیت کمک به مدافعان کناری در شکل دادن حملات را داشتند و هنگامی که توپ لو میرفت عملیات پرسینگ و بازپس گیری توپ در زمین حریف اتفاق می افتاد. مانند اکثر تیم های موفق بورسیا دورتموند نیز پلن B خاص خود را داشت. هافبک های تیم اگر شرایط را در ارسال پاس به مدافعان نامناسب می دیدند به بازی مستقیم روی می آوردند حالا چه هوایی چه با دریبل زنی و روی زمین. و این همان نکته ای بود که در گل دوم لوادوفسکی در بازی رفت نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا به چشم می خورد.