فوتبال با تملک توپ بالا مرده است، اما شاگردان یوگی لوو نشان دادند که نباید حذف زودهنگام اسپانیا از جام جهانی را پایان این نوع فوتبال به حساب آورد. اما در برخی از زمان های بازی، آلمان به نظر دچار مشکلی شبیه به اسپانیا در دوران آغاز فوتبال با تملک توپ بالا شده بود که آن هم ارائه فوتبالی نه چندان جذاب و خسته کننده بود.
یوگی لوو برای رویارویی با رئیس سابق خود، دو تغییر در ترکیب تیم خود نسبت به دیدارهای قبلی در نظر گرفته بود. لوکاس پودولسکی و باستین شواین اشتایگر به جای ماریو گوتزه و سامی خدیرا به ترکیب اصلی اضافه شدند، به خصوص اضافه شدن شواینی باعث تغییرات مثبت زیادی در بازی آلمان ها شده بود. پاس های سامی خدیرا در فاز تهاجمی تیم از دقت لازم برخوردار نیودند، در حالی که حضور شواینی و پاس های دقیق او سبب شده بود که ریتم تیم در خط حمله هماهنگ تر به نظر رسد.
مثلث بایرن مونیخ شامل شواین اشتایگر، کروس و لام در میانه میدان نه تنها باعث بالا رفتن دقت پاس های تیم شده بود بلکه قدرت تاکتیکی تیم را نیز افزایش داده بود و به این ترتیب آنها توانستند سیستم بازی شاگردان کلینزمن را که بر مبنای پرسینگ قرار گرفته بود، خنثی نمایند.
مایکل برادلی و جرمین جونز در طول بازی در تلاش بودند که در مرکز زمین با پاس های رو به بیرون خود خط میانی آلمان را تحت فشار قرار دهند، اما در چنین شرایطی شواینی و کروس هوشمندانه عمل می کردند و با حمایت لام و حتی خط دفاعی تیم، به خوبی بر بازی مسلط بودند.
با توجه به بازی سازی مناسب خط میانی با محوریت شواینی، مدافعین کناری آلمان ها در فاز تهاجمی نقش مهم تری بر عهده گرفتند، به خصوص ژروم بوآتینگ عملکرد بسیار بهتری از این منظر نسبت به دو دیدار قبلی آلمان ها شد. شاگردان یوگی لوو با گردش مطمئن توپ در مرکز زمین و پاس به کناره ها موفق شدند که دفاع آمریکا را تا انتهای زمین به عقب بکشانند، موردی که در دو بازی قبلی آلمان ها کمتر موفق به انجام آن شده بودند.
با وجود کنترل خوب بازی توسط آلمان ها، آنها نتوانستند این اقتدار را به موقعیت های گل تبدیل نمایند. به نظر مثلث تهاجمی تیم با مشکل روبرو بود، پودولسکی با پست خود در سمت چپ این مثلث مشکل داشت و در بیشتر صحنه ها در جایگیری دچار اشتباه می شد. مسوت اوزیل اما نسبت به دو بازی قبلی خود عملکرد بهتری داشت و هماهنگی خوبی با توماس مولر و حتی شواینی داشت، اما او نیز در ارسال پاس های آخر و قرار دادن بازیکن خودی در موقعیت گل دچار مشکل بود.
مشکل اساسی آلمان ها بیشتر در پشت محوطه جریمه نمایان می شد، در این لحظه چهار یا پنج بازیکن آلمان در یک خط پشت محوطه جریمه حضور داشتند، اما نمی توانستند با پاس های خود به دروازه حریف نزدیک شوند و معمولا اقدان به ضربه از راه دور می نمودند.
آلمان ها حتی در چنین شرایطی بازی را به کناره های زمین می بردند، اما کارهای ترکیبی در چنین فضاهای کوچکی از سوی آلمان ها کمتر با موفقیت به همراه بود، به این ترتیب با اینکه توپ بیشتر در اختیار شاگردان یوگی لوو بود، اما آنها فقط موفق به ایجاد تعداد کمی موقعیت گل شدند.
تیم هاوارد سنگربان آمریکایی در این دیدار نسبت به همتای آلمانی خود پر مشغله تر بود، تمرکز تیم آمریکا بیشتر بر دفاع بود و تکیه آنها در فاز تهاجمی بیشتر بر روی جرمین جونز بود که او نیز به خوبی توسط خط میانی آلمان ها مهار شده بود. شاگردان کلینزمن در این دیدار بیشتر تمایل داشتند که با پاس های بلند خود جونز را در سمت راست تیم خود صاحب توپ نمایند که در چنین صحنه هایی نیز بندیکت هوودس اکثر نبردهای هوایی را به نفع خود به پایان می رساند.
سایر بازیکنان آمریکا برای احتیاط و عدم گرفتار شدن در ضد حمله های آلمان کمتر میل به بازی رو به جلو داشتند و به همین دلیل خط دفاعی آلمان روز آرامی را پشت سر گذاشت. در نیمه دوم یوگی لوو کلوزه را به میدان فرا خواند. حضور کلوزه در زمین سبب شد تا شانس آلمان ها درسانتر بر روی دروازه و بازی از کناره ها بیشتر شود و حتی شاگردان یوگی لوو در نیمه زمین حریف خطرناک تر و موثرتر ظاهر شوند.
در مرحله گروهی نکته مثبتی که در تیم آلمان دیده شد، خطر سازی این تیم از روی ضربات استاندارد بود، موضوعی که پیشتر از نقاط ضعف آلمان ها بود. البته هنگام موقعیت های استاندار بر روی دروازه خودی، دفاع آلمان ها عملکرد خوبی داشت.
با حضور هوملس و مرته ساکر در ارسال ضربات ایستگاهی در محوطه جریمه حریف و قابلیت بالای سرزنی آنها، شانس رسیدن به گل آلمان ها افزایش یافته است و در بازی مقابل آمریکا نیز توماس مولر با استفاده از توپ دوم برگشتی موفق به زدن چهارمین گل خود در جام بیستم شد.
البته بعد از گل آلمان ها در دقیقه 55، به نظر با توجه به نتیجه دیگر بازی گروه، دو تیم از صعود خود مطمئن بودند و تلاش کمتری برای رسیدن به گل از خود به نمایش گذاشتند. آلمان باردیگر نشان داد که تملک توپ فاکتور مهمی در کنترل بازی است، 63 درصد مالکیت توپ و اجازه ندادن به حریف برای ضربه زدن به سوی دروازه نویر در طول 90 دقیقه نشان گر اقتدار آلمان ها در این بازی است.
البته حضور شواینی نیز باعث بهبود یافتن عملکرد خط میانی آلمان ها شده بود و توازن بیشتری بین خطوط دفاع و حمله آلمان ها با حضور "رئیس" ایجاد شده بود. به هر حال اگر یوگی لوو بتواند مشکل آلمان ها در رسیدن به دروازه حریف را بهبود بخشد، آلمان می تواند در ادامه جام بیستم اثباتی بر این موضوع باشد که فوتبال با تملک توپ بالا هنوز نمرده است.