ماجرا از یک شب تاریک شروع شد...
کریستین رونالدو منتضر همسرش جورجیا بود که به خانه نیامده بود..
او استرس داشت و شک کرد که لابی های مافیایی وی را ربودند
بنابراین کت خود را پوشیده تا در باران شدید به بیرون از خانه دنبال وی برود
در این لحضه تق تق یکی در زد...
رونالدو درو باز کرد
و از خوشحالی پرید بقل یارو گفت سلام جورجیا
اما او جورجیا نبود..
او پسری کریس فن بود که چشم سومش باز بود
گفت رونالدوی بزرگ
بعد رونالدو گفت جورجیا چرا صدات مردونه شده نکمه لابی این کارو گرده و گریه کرد
اما گفت نه من جورجیا نیستم کریس اما خبری بد درباره جورجیا دارم
در این لحظه کریس بزرگ فکر کرد جورجیا مرده و آنقدر گریه کرد که کل خانه را سیل برد
انقدر سیل عظیم بود که انها را به سرزمینی دور برد...
رونالدو گفت حالا چیکار کنیم
پسر جوان گفت بیا پنالتی بازی کنیم
رونالدو گفن آخ جووووون پنالتی
اما توپ نداریم و داریم میفتیم تو ابشار!
آنها در آبشار افتادن
درهالی که بین هوا و اقیانوس بودن پسر گفت میخواهم چیزی به تو نشان دهم رونالدو...
تا با آگاهی بمیریم
او با دود بخار شده از ابشار جورجیا را نشان داد که با مسی صحبت میکنه و یک مامور تبهکار که به جورجیا پودری میداد تا اینو تو غذای کریس بریزه تا دچار ضعف بشه و رونالدو فهمید برای حمینه که سالهاست نمیتونه دریبل کنه و ایستگاهی بزنه...
رونالدو وهشت کرد اما ایا این پایان سکانس رونالدو بود؟
بله متاسفانه کریس افتاد پایین و مرد...
بعدش مردی مشکوک که اینک افتابی به چشم داشت وارد شهر شد و همگان پنداشتن او رونالدو است زیرا خیلی شبیه بود اما رونالدو نبود ولی مرد هزار چهره ای که خود را جای رونالدو زد
اکنون حتی لابی های مافیایی نمیدونن رونالدو متاسفانه مرده و این فرد شیاد حتی سر اون ها رو کلاه گزاشته
یکی بود یکی نبود غیر از خدای بزرگ هیچکس نبود اما کریسم بود..
رونالدو افتاده در آب و گویی مرده بود..
اما یک پیر ماهی بزرگ رونالدو را بلعیده بود...
رونالدو در دهان او بیهوش بود تا اینکه به هوش امد و پینوکیو را کنار خود دید...
رونالدو گفت تو کی هستی ای ادم چوبی
پینوکیو گفت دنبال پدر ژپتو میگردم
پدر ژپتو توییییییی
در این حنگام رونالدو دلش سوخت و خود را زد جای پدر ژپتو...
تا پینوکیو تنها نماند و فکر کند پدر ژپتو را پیدا کرده
اکنون رونالدو و پینوکیو در شکم ماهی با هم بیسکوییت میخورن و زندگی میکنن
اما سوالاتی ایجاد شده پسرکی که چشم سومش باز بود چیشد؟ و پدر ژپتو کجاست؟
پسرکی که چشم سومش باز بود قطعا نمرده...
چون او قطعا باید میدانسته اینده چی میشه پس اگه قرار بود از ابشار بیوفته پایین بمیره باید میدونست و آن شب به خانه رونالدو نمیرفت
پس ایا آن پسر همان بدل رونالدو است که وارد شد و خود را جای کریس زد؟
و هدفش این بود
ایا جورجیا در اصل خانوم خوبی است و او دروق گفت تا کریس از وی نا امید شود و در آب بماند و به پیش جورجیا برنگردد تا خودش با جورجیا زندگی کند
آیا این نقشه پسر باهوش بود تا به عشقش برشد یعنی ایا او عآشق جورجیا بود؟
آیا رونالدو کارمای اینکه خودش را جای ژپتو زد پس میدهد؟
آیا جورجیا بدون اینکه بداند با کریس زندگی نمیکند؟
یا اینکه آیا اون پسر اصلا کریس نیست؟
و....
هزاران سوال
شاید اصلا جورجیا همون شب که برنگشت خونه مرده بود ایا اون پسر قاتل جورجینیا بود و با آن کارش میخواست...