علي تقويیه تلوزییون پارس داشتیم . از اینها که تصویر یه شبکه دگ رو پایین نشون میداد. خواهر کوچیکم داشت از اون تصویر پایین انشرلی میدید با موهای قرمز منم داشتم شیاطین سرخو میدیدم و حرض میخوردم چرا تو کورس قهرمانی داریم تو خونه جلو استون ویلا وا میدیدم. اونموقع ها خبری از شبکه اجتماعی و این حجم خبر نبود . به عشق یونایتد هفته ای دو بار روزنامه خبر ورزشی میخریدیم و یکشنبه و شنبه عصر هزار بار تلتکست همون تلوزییون پارس رو چک میکردم ببینم چند چند شده باری تییمم. اول فصل میرفتم کافی نت و از سایت بی بی سی اسپرت برنامه کل بازی های فصلو پرینت میگرفتم . با خودکار نتیجه ها رو هفته به هفته میوشتم .
اخرای باری 1-1 بودیم . یه پسربچه بیبی فیس اومد تو . اسمشو ماچداتلفظ کرد گزارشگر . فکر کنم خیابانی بود اشتباه نکنم ! وقتی توپو اینجوری گل کرد جوری پریدم که که انگار نماینده پرش ارتفاع تو المپیکم .
دلم برا تلوزییونمون تنگ شده. برا خواهر کوچیکم . برا اون کاغذهای برنامه باریای یه فصل که اخرای اردیبهشت چرک و پرک شده بود. برا فرگوسن . برا کورس قهرمانی برا لباس سرخ یونایتد که انگاری الان کمرنگ تر شده قرمزیش !