۱. استون کولد استیو آستین در برابر آقای مکمن (Stone Cold Steve Austin vs. Mr. McMahon): جنگ قدرتِ مطلق!
این استوریلاین رو یادتونه؟ اوه خدای من! میشه گفت یکی از تعیینکنندهترین استوریلاینهای عصر "attitude era" بود و اصلاً خود این دوره رو تعریف کرد. استون کولد (که با اون شخصیت خشن و بیپرواش محبوب دل همه بود) یه تنه جلوی آقای مکمن (که نماد قدرت و زورگویی تو WWE بود) ایستاد.
چرا انقدر خوب بود؟
تضاد شخصیتی: آستین یه یاغی بود که قوانین رو زیر پا میذاشت و مکمن یه مدیر عامل خودکامه که دوست داشت همه چیز تحت کنترلش باشه. این تضاد یه درگیری آتشین بینشون ایجاد کرد که هیچوقت فراموش نمیشه.
ریسک بالا: این استوریلاین پر بود از لحظات غیرقابل پیشبینی. از آبجو پاشیدن آستین به مکمن گرفته تا حملههای ناگهانی و دخالتهای بیمورد. هیچکس نمیدونست قراره چی بشه و همین باعث میشد همه میخکوب شن.
پیام قدرتمند: این استوریلاین نشون داد که حتی یه آدم معمولی هم میتونه جلوی قدرت بایسته و حقش رو بگیره. این پیام خیلی برای طرفدارا الهامبخش بود.
۲. د راک در برابر استون کولد استیو آستین (The Rock vs. Stone Cold Steve Austin): رقابتی برای همیشه!
این دو تا دیگه واقعاً اسطورهاند. راک و آستین هر دو از بزرگترین سوپراستارهای WWE بودن و وقتی با هم درگیر شدن، یه انفجار به تمام معنا تو دنیای کشتیکج رخ داد. رقابت این دو نفر فقط یه درگیری ساده نبود، بلکه یه جنگ ایدئولوژیک بود.
چرا انقدر خوب بود؟
رقابت سالم: با اینکه تو رینگ حسابی با هم درگیر میشدن، اما پشت صحنه احترام زیادی برای هم قائل بودن. این احترام متقابل تو کیفیت مسابقههاشون هم تاثیر داشت.
مسابقههای نفسگیر: هر مسابقهای که بین این دو نفر برگزار میشد، یه شاهکار بود. پر از تکنیک، قدرت و هیجان. مسابقههاشون تو رسلمنیا (WrestleMania) همیشه جزو بهترین مسابقههای تاریخ WWE به حساب میان.
شخصیتهای کاریزماتیک: هم راک و هم آستین شخصیتهای بسیار کاریزماتیکی داشتن. هر کدوم با یه لحن و سبک خاص با تماشاگرها ارتباط برقرار میکردن و باعث میشدن همه طرفدارشون بشن.
۳. تریپل اچ در برابر میک فولی (Triple H vs. Mick Foley): خشونتی بیسابقه!
این استوریلاین به خشونت و بیرحمی معروفه. تریپل اچ که اون موقع تازه داشت به عنوان یه سوپراستار جدی خودشو مطرح میکرد، با میک فولی (که به خاطر سبک مبارزه خطرناکش بهش لقب "هاردکور لجند" داده بودن) درگیر شد.
چرا انقدر خوب بود؟
خشونت واقعگرایانه: مسابقههای بین این دو نفر خیلی خشن و واقعگرایانه بود. استفاده از صندلی، میز و حتی سیم خاردار تو این مسابقهها باعث شد که طرفدارا واقعاً بترسن!
تغییر شخصیت تریپل اچ: این استوریلاین باعث شد که تریپل اچ از یه کشتیگیر معمولی به یه هیولای بیرحم تبدیل بشه. همین تغییر شخصیت خیلی به محبوبیتش کمک کرد.
احترام فولی به صنعت: میک فولی تو این استوریلاین حاضر شد آسیبهای جدی ببینه تا به رشد تریپل اچ کمک کنه. این فداکاری نشون داد که چقدر به صنعت کشتیکج اهمیت میده.
۴. کریس جریکو در برابر کوت آنگل (Chris Jericho vs. Kurt Angle): یه مثلث عشقی دیوانهوار!
این استوریلاین یه کم متفاوت بود. اینجا دیگه فقط جنگ و دعوا نبود، بلکه یه مثلث عشقی هم وارد ماجرا شد. کریس جریکو و کوت آنگل هر دو عاشق یه زن شده بودن: استیفانی مکمن!
چرا انقدر خوب بود؟
طنز و کمدی: این استوریلاین پر بود از لحظات خندهدار و طنزآمیز. حرکات و دیالوگهای جریکو و آنگل خیلی بامزه بود و باعث میشد طرفدارا کلی بخندن.
مثلث عشقی جذاب: مثلث عشقی بین جریکو، آنگل و استیفانی خیلی خوب پرداخت شده بود و باعث میشد طرفدارا مدام حدس بزنن که آخرش چی میشه.
مسابقههای فنی: با اینکه این استوریلاین طنزآمیز بود، اما مسابقههای بین جریکو و آنگل خیلی فنی و حرفهای بود. هر دو کشتیگیر از بهترینهای WWE بودن و مسابقههاشون همیشه دیدنی بود.
۵. ادی گررو در برابر ری میستریو (Eddie Guerrero vs. Rey Mysterio): دروغ، خیانت و رازهای خانوادگی!
این استوریلاین یه درام خانوادگی تمام عیار بود. ادی گررو و ری میستریو که هر دو از بهترین کشتیگیرهای مکزیکی بودن، یه دشمنی شدید بینشون شکل گرفت. ادی ادعا میکرد که پسر ری رو به دنیا آورده!
چرا انقدر خوب بود؟
داستان احساسی: این استوریلاین خیلی احساسی بود. طرفدارا با ادی و ری همدردی میکردن و از ته دل میخواستن که مشکلشون حل بشه.
بازیهای روانی: ادی گررو تو این استوریلاین یه نقش منفی خیلی خوب بازی کرد. اون با دروغها و نقشههای شیطانیش سعی میکرد ری رو نابود کنه.
مسابقههای جذاب: مسابقههای بین ادی و ری پر بود از حرکات آکروباتیک و فنون زیبای کشتیکج. این مسابقهها یه نمایش دیدنی برای طرفدارا بود.
۶. د آندرتیکر در برابر کین (The Undertaker vs. Kane): برادرانی از جنس تاریکی!
این استوریلاین به خاطر فضای تاریک و ترسناکش معروفه. آندرتیکر و کین دو برادر بودن که گذشتهای پر از درد و رنج داشتن. کین که نقاب به صورت داشت، بعد از سالها دوری برگشت تا از برادرش انتقام بگیره.
چرا انقدر خوب بود؟
افسانهای و مرموز: شخصیتهای آندرتیکر و کین خیلی افسانهای و مرموز بودن. هیچکس نمیدونست دقیقا تو ذهنشون چی میگذره و همین باعث میشد طرفدارا بیشتر کنجکاو بشن.
نبردی حماسی: مسابقههای بین این دو برادر یه نبرد حماسی بود. یه جنگ بین خیر و شر که تو یه فضای تاریک و دلهرهآور برگزار میشد.
داستان پیچیده: داستان این دو برادر خیلی پیچیده و پر از گره بود. هر بار یه راز جدید فاش میشد و باعث میشد طرفدارا بیشتر به این استوریلاین جذب بشن.
۷. سی ام پانک در برابر جان سینا (CM Punk vs. John Cena): انقلاب کشتیکج!
این استوریلاین یه جور انقلاب تو دنیای کشتیکج بود. سی ام پانک (که به خاطر صداقت و رکگوییش خیلی محبوب بود) از جان سینا (که نماد WWE بود) انتقاد کرد و گفت که کشتیکج نیاز به تغییر داره.
چرا انقدر خوب بود؟
واقعیتگرایی: سی ام پانک تو این استوریلاین حرفهایی زد که خیلیها تو دلشون داشتن. اون از مشکلات WWE انتقاد کرد و گفت که شرکت باید به حرف طرفدارها گوش بده.
تغییر قواعد بازی: این استوریلاین باعث شد که WWE یه کم از قوانین سنتیش فاصله بگیره و به کشتیگیرها اجازه بده که بیشتر خودشون باشن.
مسابقههای عالی: مسابقههای بین سی ام پانک و جان سینا همیشه عالی بود. هر دو کشتیگیر از بهترینهای WWE بودن و مسابقههاشون پر بود از تکنیک و هیجان.
۸. دنیل برایان در برابر قدرت (Daniel Bryan vs. The Authority): از زیر به زیر!
دنیل برایان یه کشتیگیر معمولی بود که با تلاش و پشتکار زیاد تونست به اوج برسه. اما "قدرت" (The Authority)، یه گروه قدرتمند تو WWE که از تریپل اچ و استیفانی مکمن تشکیل شده بود، نمیخواستن که اون قهرمان بشه.
چرا انقدر خوب بود؟
داستان الهامبخش: این استوریلاین یه داستان الهامبخش بود. دنیل برایان نشون داد که با تلاش و ایمان میشه به هر چیزی رسید.
حمایت مردمی: طرفدارهای WWE عاشق دنیل برایان بودن و ازش حمایت میکردن. هر وقت که اون وارد رینگ میشد، تماشاگرها یکصدا فریاد میزدن "Yes! Yes! Yes!".
پایان رضایتبخش: این استوریلاین یه پایان خیلی رضایتبخش داشت. دنیل برایان تونست بر "قدرت" پیروز بشه و قهرمان WWE بشه.
۹. د شیلد در برابر WWE (The Shield vs. WWE): یه گروه شورشی!
د شیلد یه گروه سه نفره بود که از دین امبروز، سث رالینز و رومن رینز تشکیل شده بود. این سه نفر با هم متحد شدن و به همه کسانی که به نظرشون فاسد بودن حمله کردن.
چرا انقدر خوب بود؟
دینامیک گروهی: دینامیک بین این سه نفر خیلی خوب بود. هر کدوم شخصیت منحصر به فرد خودشون رو داشتن و با هم یه تیم قدرتمند رو تشکیل داده بودن.
مسابقههای تیمی: مسابقههای تیمی د شیلد همیشه دیدنی بود. اونها با هم خیلی هماهنگ بودن و حرکات تیمی خیلی جذابی رو به نمایش میذاشتن.
شروعی برای ستاره شدن: این استوریلاین سکوی پرتابی برای هر سه عضو د شیلد بود. بعد از این استوریلاین، هر سه نفر به سوپراستارهای بزرگی تبدیل شدن.
۱۰. رومن رینز در برابر براک لزنر (Roman Reigns vs. Brock Lesnar): قدرت در برابر خشونت!
این استوریلاین بارها و بارها تکرار شده و هر بار هم کلی طرفدار داشته. رومن رینز (که به عنوان چهرهی اصلی WWE شناخته میشه) و براک لزنر (که یه هیولای قدرتمند و بیرحمه) بارها سر کمربند قهرمانی به مصاف هم رفتن.
چرا انقدر خوب بود؟
نماد قدرت: هم رومن رینز و هم براک لزنر نماد قدرت هستن. مسابقههای بین این دو نفر یه نمایش تمام عیار از زور و بازو و خشونته.
اهمیت بالای مسابقات: مسابقههای بین این دو نفر همیشه اهمیت خیلی زیادی دارن. چون سر کمربند قهرمانی WWE برگزار میشن و نتیجهشون میتونه مسیر آیندهی این ورزش رو تعیین کنه.
ساده و موثر: این استوریلاین خیلی ساده و موثره. دو تا آدم قوی با هم درگیر میشن و برای قهرمانی میجنگن. نیازی به داستان پیچیده و حاشیههای زیاد نیست.