طرفداری | اصطلاح «سقوط به سبک دوون لاک (Devon Loch)» به یکی از بدنامترین لحظات تاریخ مسابقات اسبسواری گرند نشنال اشاره دارد.
دوون لاک نام اسبی متعلق به ملکه مادر، الیزابت، بود. در مسابقه گرند نشنال سال ۱۹۵۶، سوارکار این اسب، دیک فرانسیس، بود و در حالی که تنها چند یارد تا خط پایان فاصله داشت و پیروزیاش تقریباً حتمی به نظر میرسید، به شکلی ناگهانی و غیرقابل توضیح به هوا پرید و بر روی شکمش سقوط کرد. این اتفاق در بهت همه باعث شد اسب دیگری به نام ایاسبی (ESB) از او پیشی بگیرد و مسابقه را ببرد.
تا به امروز، هیچکس به طور دقیق نمیداند چرا دوون لاک سقوط کرد، اما این حادثه به «سقوط به سبک دوون لاک» تبدیل شده است؛ استعارهای برای شکست ناگهانی و فاجعهبار در آستانه پیروزی، جایی که به طرز غیرمنتظرهای ناکام میمانی!
تارکوفسکی بارها به قصد زدن پای بازیکنان لیورپول اقدام کرد اما با سنگینترین جریمه روبهرو نشد
خبر خوب برای لیورپول این است؛ شاید این سختترین آزمون آنها بود.
تنها تیمی که به اندازه اورتون خواهان متوقف کردن لیورپول بین اکنون و پایان فصل است، آرسنال خواهد بود و تا زمانی که آنها در ۱۰ مه به آنفیلد بیایند، احتمالاً رقابت قهرمانی عملاً به پایان رسیده است.
در هفته گرند نشنال در مرسیساید، دیگو ژوتا به همه اطمینان و هشدار داد در رقابت قهرمانی، هیچگونه لغزش ناگهانی مانند اسبی چون «دِوون لاک»ً رخ نخواهد داد.
پس از ناکامیهای آنها در لیگ قهرمانان اروپا و فینال جام اتحادیه، برخی گمانهزنیهای خفيف و ضعیفی وجود داشت که شاید تیم آرن اسلوت در هفتههای پایانی لیگ برتر دچار لغزش و تزلزل شود. اما ظاهرا عبور از خط پایان برای آنها تنها یک تشریفات خواهد بود.
با پیروزی لیورپول، قحطی گل دیوگو ژوتا هم به پایان رسید. باور اسلوت به مهاجم خود با پاداشی باارزش همراه شد. گل او یادآور این بود که چرا یورگن کلوپ از او به عنوان بهترین تمامکننده در آنفیلد یاد میکرد.
این بازی برای لیورپول بسیار دشوار بود. مرسیساید دربی همیشه بهشدت سخت، احساسی، پرتنش و گاهی اوقات همراه با درگیریهای کوچک و بزرگ است؛ دقیقاً همان چیزی که یک دربی همیشه هست و دقیقاً این آخرین چیزی است که تیمی که تنها دومین قهرمانی لیگ خود را در ۳۵ سال اخیر دنبال میکند، به آن نیاز ندارد.
در نیمه اول و اواخر وقتهای اضافه، تقریباً همان لحظهای که اورتون و جیمز تارکوفسکی در اواسط فوریه در گودیسون پارک آنها را متوقف کردند، اضطرابی که در نیمه اول تهدید به نابودی لیورپول کرده بود، دوباره بازگشت. آنها بهسادگی توپ را از دست میدادند و حریف را به فشار آوردن دعوت میکردند.
در لحظات پایانی، اورتون یک ضربه کرنر به دست آورد. دروازهبان، جردن پیکفورد، چهره بدنامی که چند سال پیش، فصل ویرجیل فندایک را با تکل خود نابود کرده بود و اینبار هم خوششانس بود که با ضربه بد خود مقابل نونیز حتی با کارت زرد مواجه نشد، جلو آمد. آنفیلد نفسش را حبس کرده بود.
اما این کرنر ثمری نداشت و آنفیلد و طرفداران آنها مقابل تلویزیونها نفس عمیقی به راحتی کشیدند.
یک دقیقه بعد، بازی به پایان رسید. یک مانع بزرگ پشت سر گذاشته شد، یک گام مهم برداشته شد. اینک آرنه اسلوت و بازیکنانش به پایان سفرشان نزدیکتر شدهاند. دروازههای بهشت در صدمین پیروزی لیورپول در ۲۴۶مین نبرد مرسیساید دربی، در چندقدمی است.
فاصله با آرسنال دوباره به ۱۲ امتیاز رسید و اکنون لیورپول فقط به چهار پیروزی نیاز دارد.
یکشنبه، لیورپول برابر فولام قرار میگیرد، ۲۴ ساعت پس از آنکه آرسنال به مصاف اورتون برود. این همان الگوی معمول در این مرحله از فصل است. فشار روانی و احساسی این لحظات برای همه، تیم، مربی و هواداران طاقتفرسا است.
ازاینرو، پیروزی مقابل اورتون برد مهمی محسوب میشود. اگر لیورپول در این بازی ۳ امتیاز خود را نمیگرفت، فاصلهاش در صدر جدول همچنان ۹ امتیاز بود، اما جو کاملاً تغییر میکرد، سر و صداها بیشتر میشد، سؤالات و انتقادات بیشتری در پی داشت، فشار بیشتری روی تیم میگذاشت و در واقع اندک امیدی برای تنها رقیب آنها، آرسنال، ایجاد میکرد.
اما حالا قرمزها از یک آزمون واقعی سربلند بیرون آمدهاند و حقیقت این است که لیورپول شایسته این پیروزی بود. اورتون با تمام توان تلاش کرد تا جلوی آنها را بگیرد.
اما مربی دیروز و امروز اورتون در کسب پیروزی در آنفیلد بار دیگر عاجز ماند. در دیداری کمکیفیت ولی حساس و دلهرهآور، لحظه درخشش ژوتا باعث شد دیوید مویس برای بیستودومین بار در خانه قهرمان آینده انگلستان، در آرزوی پیروزی در آنفیلد، انتظار طولانی دیگری را تحمل کند.
لیورپول از بهترین فرم خود فاصله داشت، اما حالا تنها مسئله، حفظ تمرکز و انجام کار به سادهترین شکل ممکن با حفظ خونسردی و کنترل است تا جشن قهرمانی هرچه زودتر آغاز شود.
جیمز تارکوفسکی، کاپیتان اورتون، باید در همان دقایق ابتدایی از بازی اخراج میشد، اما نشد. اورتون خوششانس بود. و سپس، با غفلت ویرجیل فندایک در دقیقه ۳۰، مهاجم اورتون، بتو، شوتی زد که به تیر دروازه برخورد کرد.
در آن لحظات، بازی در اختیار هیچ تیمی نبود؛ با درگیری و بدون مسیری مشخص. اما نکته مهم این بود که لیورپول در نیمه دوم آرام شد، فوتبال خودش را بازی کرد، بهتر شد و سپس با یک گل خوب به پیروزی رسید. اگرچه اختلاف یک گل، طبق معمول، هیچکس را آرام نمیگذارد.
کاپیتان اورتون، خوششانسی آورد
در نیمه اول، لیورپول فضای چندانی برای بازی نداشت، اما افزایش شدت بازی از سوی آنها پس از آن گل باعث شد شرایط بازی عوض شود و لیورپول از آن بیشترین بهره را ببرد.
وقتی دیوگو ژوتا در دقیقه ۵۷ توپ را در فاصله ۲۵ متری دروازه دریافت کرد، آن را به لوئیس دیاز در لبه محوطه جریمه فرستاد. طبق قوانین قدیمی، مهاجم کلمبیایی در موقعیت آفساید بود. دیاز باهوش عمل کرد، پا پس نکشید، با یک ضربه پشت پا توپ را به ژوتا رساند و به تماشای همتیمیاش نشست که چگونه با خونسردی از دو مدافع عبور کرد و با یک ضربه پای راست، توپ را در مقابل جوردن پیکفورد به قلب دروازه کوبید.
با وجود مشکلات مصدومیت، ژوتا همچنان مهرهای کلیدی برای لیورپول باقی مانده و هنگام به ثمر رساندن گل خود، کاملاً خونسرد و مسلط بود. پس از بازی، دیوید مویس، سرمربی اورتون، از تصمیم داور در مورد آفساید ناراضی بود. با اینکه تصمیم درستی گرفته شده بود، اما به طرز عجیبی نسبت به تکل تارکوفسکی واکنشی نشان نداد.
چند دقیقه بیشتر از بازی نگذشته بود که جیمز تارکوفسکی، مدافع سابق برنلی، در نبرد بر سر یک توپ سرگردان آنقدر بیاحتیاط تکل زد که با استوکهای کفشش به شکلی خشن و خطرناک پای الکسیس مکآلیستر را مورد اصابت قرار داد.
داور بلافاصله کارت زرد نشان داد و داوران VAR با وجود بررسی، آن را تأیید کردند. این تصمیم کمی عجیب به نظر میرسید. چه چیزی باعث شد داور، پاول تیرنی، چنین تصمیمی بگیرد؟ حدس شماست! بیایید فقط شکرگزار باشیم که مکآلیستر راهی بیمارستان و صدمهدیدگی شدید نشد.

برای مدتی، لیورپول دچار مشکل شد. آنها پیش از ورود به زمین، در تونل ورود هم مضطرب به نظر میرسیدند و این حس در زمین هم ادامه داشت.
اورتون با یک خط دفاعی پنجنفره در جلوی یک خط میانی چهارنفره، مستحکم ایستاده بود و بهطور نسبی احساس راحتی داشت، درحالیکه در نیمه اول روی ضدحملات هم خطرساز بود. ویرجیل فندایک، صادقانه بگویم، برخلاف ثبات و آرامش همیشگی، در هر باری که اورتون توپهای بلند برای بتو ارسال کرد، دچار آشفتگی و تزلزل میشد.
مهاجم پرتغالی حتی یک بار فندایک را جا گذاشت و توپ را وارد دروازه کرد. گل او به دلیل آفساید مردود شد. و بار دیگر پس از عبور از او، ضربهاش در موقعیتی تکبهتک در دقیقه ۳۰ به تیر دروازه برخورد کرد؛ شانس مسلم و بهترین موقعیتی که اورتون برای زخمی کردن همشهری داشت.
لحظهای حیاتی بود. اگر اورتون در آن لحظه به گل میرسید، لیورپول با چالش ذهنی بزرگی روبهرو میشد.
این آخرین موقعیت جدی اورتون در تمام بازی بود. این در حالی بود که کرتیس جونز در نقش دفاع راست بازی قابل قبولی ارائه داد. از قرار معلوم، لیورپول برای زندگی بدون ترنت الکساندر آرنولد که روی نیمکت نشسته بود، آماده میشود!
ژوتای پرتغالی، لیورپول را با گلی زیبا از مخمصه نجات داد
اورتون با نزدیک شدن به دقیقه ۶۰ دچار افت فیزیکی شد. دویدنهای پیاپی برای تعقیب توپ، انرژی زیادی از آنها گرفته بود. و وقتی گل لیورپول به ثمر رسید، چندان هم تعجبآور نبود. از آن لحظه به بعد، تمام تمرکز لیورپول روی مدیریت بازی بود.
اورتون تا دقایق پایانی همهچیز را به قمار نگذاشت. آبیها میدانستند اگر دل را به دریا بزنند و بیمحابا حمله کنند، احتمال دارد لیورپول گل دوم را به ثمر برساند. بازی تا آخرین لحظات روی لبه تیغ باقی ماند. ولی رقابت قهرمانی، احتمالاً یک ماه دیگر با تیغ برنده لیورپول پایان خواهد یافت.
دربی مرسیساید در دیدار چهارشنبهشب با حضور بیشترین تعداد تماشاگر، ۶۰,۳۳۱ نفر، در تاریخ آنفیلد برگزار شد. در پایان، هواداران در کاپ (Kop) با اطمینان آوای «ما ایستادگی خواهیم کرد و هرگز تسلیم نخواهیم شد» را سر دادند. در آن سرود جمعی نشانهای از اعتمادبهنفس و حقیقت احساس میشد. کار تقریباً به اتمام رسیده است. فقط ۴ گام دیگر مانده است و در این رهگذر حیاتی، طرفداران لیورپول در سراسر جهان با هر گامی با تیم خود همراهی میکنند. قرمزها هرگز تنها نخواهند ماند!
رکورد بیشترین تماشاگر دربی مرسی ساید، شب گذشته در آنفیلد شکسته شد